تبليغاتX
...دستانت را خواهم شاپرکم

 

 Image hosting by TinyPic

یکی گفت چرا شاپرک؟اومدم به تصور خیال خودم.نشستم بر لب ساحل افکارم.آرام آرام، ابرهای واژه ها را کنار زدم.میون همه زیباییهای خدا ،من، شاپرکم رو زیباترین دیدم و مقدسش پنداشتم.

می گن:شاپرکها زیبان.می گن:شاپرکها به سمت نور میان.می گن:شاپرکها فقط شبها میان بیرون و به سمت ماه می رن.می گن:شاپرکها آرامش بخشن.می گن: وقتی شاپرکی رو با دستت لمس می کنی ،بازتاب زیبایی وجودش رو توی دستت رنگ می زنه و می ره.می گن:شاپرکها فقط از شهد گلها که مظهر زیبایین غذا می خورن.می گن :شاپرکها مهربونن و همدم دیرینه گل و صحرا.می گن:شاپرکها وقتی پرواز می کنن همه نگاهها خیره به پروازشون می شه و دوست دارن دستش بزنن.می گن: وقتی شاپرکی میاد تو خونت،یه خبر خوش اورده.پس خوش خبرن.می گن:شاپرکها تبلور زیبایی خدا رو روی بالهاشون،به چشم می کشن.می گن:وقتی شاپرکها از میون همه به پیله پناه می برن تا توی تنهایی، خودشون رو پیدا کنن پس می دونن تنهایی چیه.می گن: شاپرکها دوست داشتنی ان و من، از میون همه شاپرکها ،زیباترینشون رو برای خودم به خلوت تنهاییم راه دادم و از صمیم قلب می ستایمش...

 Image hosting by TinyPic

بین هزاران دیروز و میلیونها فردا،فقط یه دونه امروز هست.پس از دستش ندیم و ازش لذت ببریم و با این پیام به دوستانمون بگیم که چقدر دوستشون داریم....

به اندازه موهای سرم دوست دارم...

                                                        از طرف حسن کچل...

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت توسط <-عاطفه-> |


افزودن سايت يا وبلاگ شما به 150 موتور جستجو